علوم زمین

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 
دوستان در سايت

دوشنبه ٦ امرداد ،۱۳۸٢

 

زمين شناسی تاريخی (‌بخش چهارم )

 

 

اصل يکنواختی

 

بخش چهارم

 

اين اصل را جيمزهاتن معرفی کرد و با مخالفت های زيادی مواجه گرديد . برمبنای اصل يونی فور می تاريسم بسياری از اعمال زمين شناسی که امروزه انجام می شوند و درگذشته هم عمل می شده و پديده های مشابهی به بار مياورده است . آتشفشانی ساخته شدن کوهها ، عمل رودخانه ها و رسوبگذاری Sedimentation همگی در طی مدت زيادی از زمان زمين شناسی عمل می کرده اند . ريپل مارکی که در يک ماسه سنگ با سن 500 ميليون سال باقی مانده است بر مبنای اين اصل همانند امروزه بوسيله جنبش آب ايجاد شده است .

دربکاربردن اين اصل بايد دقت کنيم که به سبب فقدان اطلاعات کافی مرز های محيط ها و تشکيلات مورد نظرمان را نابجا و اشتباه تعيين نکنيم .

بديهی است که اصل يونی فورمی تاريسم بايد با احتياط و دقت زيار بکار رود زيرا که مجموعه شواهد کنونی به طور کامل در برگيرنده همه شواهد و ويژگی های گذشته نخواهد بود و کاملاً بديهی است که از ترشياری به طرف پالئوزوئيک مرتباً امکان مقايسه و بازسازی کاهش می يابد و به طور کلی هر قدر در زمان به عقب برگرديم کاربرد اين اصل محدود تر و از اعتبار آن کاسته می گردد . مثلاً ويژگی های محيط از زمان اينفراکامبرين که اولين فسيل ها را دراختيار ما می گذارد به طور مداوم متحمل تغييراتی گرديده است .

تعيين حدود تغييرات رخ داد شده در رسوبگذاری با توجه به چرخه ای بودن اين پديده امر نسبتاً آسانی است . برعکس تغييراتی که بدون شک در ويژگی های فيزيکوشيميائی اقيانوسها ايجاد شده ، مانند درجه شوری ، مقدار PH ، درجه حرارت و از اين قبيل را به هيچ وجه نمی توان به آسانی تخمين زد .

به هر حال تغيير و تحول زمين شناسی در گذشته و حال در جنبه های متعدد و وسيعی با تغيير و تحول زمين شناسی کنونی مطابقت دارد . مقايسه پديده های گذشته  و حال در مورد بسياری از رديف های رسوبی معتبر است و به تدريج که به گذشته برمی گرديم از دقت و ارزش آن کاسته می گردد تا اينکه نهايتاً اين اصل از نظر کاسميک بی اعتبار می گردد . کاسته شدن دقت و اعتبار اين اصل به نسبت درجه بازگشت به گذشته مخصوصاً درمورد شرايط اکولوژيک فونها بيشتر صادق است و بايد کوشش شود که حتی المقدور بيوتوپهای اوليه بازسازی شوند و در اين مرحله بايد توجه داشت که ويژگی های ليتولوژيک و پالئونتولوژيک لايه ها عموماً بازتابی از بيوتوپهای تغيير يافته گذشته می باشند و اين ويژگی ها مطابق است با ويژگی های رسوباتی که در عين حال بوسيله پديده های مختلف دياژنز تغيير يافته اند و نيز در مورد ويژگی های زيستی لايه ها بايد متوجه اين نکته باشيم که محتويات زيستی لايه ها بخش ناچيزی از بيوسنوز گذشته است که پس از طی فرآيندهای فسيل شدن باقی مانده است و نيز مسئله فسيلهای جابجا شده و تاناتوسنوزها را نيز بايد در نظر گرفت .

 

 

 

 

 پيام هاي ديگران ()

mostafa

دوشنبه ٦ امرداد ،۱۳۸٢

 

زمين شناسی تاريخی ( بخش سوم )

اصل يا قانون روی هم قرارگرفتن طبقات

 

بخش سوم

 

درتوالی Succession از لايه های رسوبی ، قديمی ترين لايه در زير و جديد ترين لايه در بالا قرار می گيرد . البته اين حالت مربوط است به طبقاتی که در بدو امر در حوزه رسوبی بجا گذاشته شده و هنوز متحمل چين خوردگی نشده اند . اما در رديفی از لايه ها که به سبب جنبش های تکتونيکی چين خورده اند و سپس فرسايش يافته اند و نظم و ترتيب قرار گرفتن اوليه آنها حفظ نگرديده است اصل سوپرپوزيشن Superposition معتبر نخواهد بود . بنابراين در بکارگيری اصل نامبرده شايسته است که به موارد استثنائی که با اين اصل مطابقت نمی کند توجه کرد، مثلاً پـــادگانه های آبرفتی پلکانی به نحوی گذاشته می شوند که جديدترين پادگانه در زير و قديمی ترين آنها در بالا قرار می گيرد . البته اين مسئله منحصراً درمورد آبرفتهای پلکانی که در آنها پادگانه های همزمان و مقابل يکديگر پيوسته نبوده و مستقل می باشند صادق است و آبرفتهای جفت شده از اصل سوپرپوزيشن پيروی می کنند .

درحالاتی که به سبب حرکات تکتونيکی لايه چين خورده و گاهی زير و رو شده اند از شواهد و نشانه های سطح چينه بندی که امکان تشخيص سطح بالائی و پايين طبقات را فراهم می کنند استفاده می گردد اين شواهد که درحالت کلی نقش MARK و قالب MOLD ناميده می شوند انواع متعدد و متنوعی دارند مانند ريپل مارکها Ripple marks نقش ابزارها يا تول مارکها Tool marks که خود انواع مختلفی دارند و سل مارکها Sole marks که نيز دارای انواع مختلف می باشند و در حالت کلی شامل پرشدگی های يک ساختمان رسوبی اوليه مانند ترکها – ردپا ، شيار و نقش می باشند که در سطح زيرين لايه ها مشاهده می شوند و غيره .

همچنين شيوه قرارگرفتن بسياری از فسيلها به نحوی است که به روشنی تشخيص جهت سطح بالائی لايه ها را امکان پذير می سازد .

در پاره ای موارد به سبب زلزله هائی زيردريائی ، لايه هائی درحوزه های رسوبی گسيخته گرديده و ضمن آن که ممکن است شکافهای افقی به موازات سطح چينه بندی ايجاد گردد هنگامی که رسوبات لايه های بالاتر ريزش کرده و درون اين شکافها را پرکند ، درظاهر به صورت يک چينه بندی طبيعی ديده می شود درحالی که سن اين رسوبات پرشده جديدتر از بسياری از لايه های بالائی آن می باشد .

با اين ترتيب اصل رويهم قرارگرفتن طبقات يا اصل سوپر پوزيشن بايد با دقت و احتياط بسيار و دقت در شواهد تعيين کننده بکار رود و عموماً به تنهائی برای تعيين همزمانی و تعيين سن نسبی طبقات کافی نخواهد بود و بايد همراه با آن از اصول ديگر نيز کمک گرفت .

 

 

 

 پيام هاي ديگران ()

mostafa

دوشنبه ٦ امرداد ،۱۳۸٢

 

زمين شناسی تاريخی ( بخش دوم )

اصل افقي بودن اوليه سنگهاي رسوبی

 

Principle of original horizontality

 

Of sedimentary rocks

 

بخش دوم

 

با مشاهده لايه هائي که به شدت شِب دار ، کج و گاهي گسيخته و يا نسبت به يکديگر زاويه دار ميباشند متوجه اين نکته ميشويم که لايه هاي مورد مشاهده زماني متحمل چين خوردگي ناشي از حرکات تکتونيکي و کوهزايي شده اند . در اين حالت سئوالي که پيش مي آيد اين است که وضعيت اين لايه ها قبل از چي خوردگي چگونه بوده است؟

هنگامي که رسوبات در کف حوز هاي رسوبي ته نشين مي شوند لايه هايي افقي Horizontality يا نيمه افقي sub horizontal ايجاد ميکنند . در حوزه هاي رسوبي دريايي يا ژئوسنيکلينالها Geosynclines  عمق حوزه در وسط بيشتر و در کناره ها کمتر است و بنابراين لايه هايي که در وسط حوزه ته نشين ميشوند ضخامت بيشتري دارند و هر چه به کناره ها نزديک ميشويم از ضخامت لايه ها کاسته ميشود و مجموع لايه هاي ته نشين شده شکل کم و بيش مشابه شکل کف حوزه به خود ميگيرند و در نتيجه لايه هاي عميق ترين بخش حوزه وضعيت افقي دارند و بطرف کناره حوزه حالتي نيمه افقي بخود ميگيرند ، بهر حال در موارد نادري ممکن است لايه هاي رسوبي به حالت اوليه خود باقي بمانند . براي پي بردن به شرايط قبل از تغيير وضعيت بايد لايه هاي چين خورده را با تخمين مقدار کوتاه شدگی در اثر چين خوردگی به حالت بازشده تجسم و بازسازی کنيم .

 

 پيام هاي ديگران ()

mostafa

یکشنبه ٥ امرداد ،۱۳۸٢

 

زمين شناسی تاريخی ( بخش اول )

زمين شناسي تاريخی

 

 Historical Geology ) )

 

 

 بخش اول

 

زمين شناسي تاريخي شاخه بزرگي از زمين شناسي است که به بررسي تاريخ تکامل زمين و موجودات زنده آن از بدو پيدايش تا کنون ميپردازد . بنابراين مطالعه و تحقيقات زمين شناسي تاريخي بررسيهای چينه شناسي Stratigraphy  ديرينه شناسي Paleontology و زمان سنجي زمين شناسي Geochronology را در بر ميگيرد و همچنين توجه به محيط هاي گذشته  Paleonvirinments و دورره هاي يخبندان Glacial Preiods و جنبشهاي تکتونيک صفحه اي Plate-tectonic  را ايجاب مي کند و در واقع بعنوان متمم زمين شناسي فيزيکي Physical Geology  تلقي ميشود .

در زمين شناسي تاريخي کوشش مي شود تا حد امکان جزئيات سرگذشت تغيير و تحول زمين روشن گردد و باين ;منظور بايستي انواع پديده هايي را که بنحوي بر پوسته زمين تاثير گذاشته اند بازسازي و باز شناسي کرد تا بتوان تسلسل و توالي اين رويدادها و ارتباط منطقي آنها را با يکديگر تعيين کرد .

سابقه صدها ميليون سال تاريخ زمين در بخش اصلي در سنگها نهفته است بعبارت ديگر لايه هاي سنگي اوراق کتاب زمين شناسي تاريخي را تشکيل ميدهند . زمين شناسان با استفاده از شيوه هاي مختلف اين اوراق را تاريخ گذاري کرده و تعداد و ترتيب آنها را پيدا ميکنند و نيز اطلاعاتي در مورد نبودها Gaps و ناپيوستگيها discontinuities و فصول از دست رفته اين تاريخ بدست مي آورند . فصول از دست رفته در تاريخ زمين شناسي عموماً گواه بر مهم ترين حوادث تاريخ زمين شناسي است .

مطالعات و بررسيهاي زمين شناسي تاريخي بر مبناي اصولي دنبال ميشوند که در زير به مهمترين آنها اشاره مي شود:

 

                                                        اصول زمين شناسي تاريخي

      Principles of historical Geology                                              

 

1-     افقي بودن اوليه و اصلي سنگهاي رسوبي

Original horizontality of sedimentary rocks

 

2-     اصل روي هم قرار گرفتن طبقات و استفاده از نشانه ها و شواهدي که به کمک آنها سطح بالايي طبقات از سطح زيرين آنها تشخيص داده ميشود

Superposition with its criteria for distinguishing top of beds

 

3-     اصل يکنواختي و مشابهت ب اين مفهوم که زمان حال کليد گذشته است

Uniformitarism The present is The key of past

 

4-     توالي فوني بر مبناي تکامل زندگي ارگانيک ، اساساً در ميان اشکالي که در طي 500 ميليون سال گذشته داراي بخشهاي سخت در پيکر خود بوده اند

Fanual succession is based on the evolution Organic Life primarily among those forms which developed hard parts during the past half billion years

 

5-     اصل ادامه چينه ها با استفاده از اين اصل که چيزهاي مساوي با يک چيز هر يک خود با يکديگر مساويند

Cntiniuty of strata-Things equal to same thing are equal t each other

 

6-     اصل يکساني ديرين شناسي يا اصل توالي خونی

Faunal succession          

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 پيام هاي ديگران ()

mostafa

لينک ها

زمین شناس

زمین شناسي ایران

زمین الکتریکی

زمین شناسی افقانستان

زمین

دیرینه شناسی

ژئوشیمی

زمین فیزیکی

کانی شناسی

کانی وجواهر

زمین شناسی رشد

ژئودزی

ژئودزی ایران

مهندسی معدن

مهندسی معدن 2

زمین ساخت

زمین ریخت شناسی

زمین شناسی نفت

 

 

امکانات

لوگوي وبلاگ شما

علوم زمین


ارتباط با من

 


My status

عکسهای سونامی

فتوگالری 1

وبلاگ هاي دوستان

Python

هادی صداقت

سازمانهای مرتبط   

پژوهشکده زلزله شناسی

سازمان زمین شناسی ایران

پايگاه ملی داده های علوم زمين کشور

http://pejmanearth.persianblog.ir/rss.xml