علوم زمین

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 
دوستان در سايت

سه‌شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٢

 

آخرين خبر زلزله خوی

زلزله در خوی

 

 

امروز در ساعت۴۲ دقيقه بامداد زلزله ای به بزرگی ۷/۴ در مقياس ريشتر در ۲۰کيلومتری شمال شرق شهرستان خوی به وقوع پيوست.

 پيام هاي ديگران ()

mostafa

سه‌شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٢

 

زمين شناسی تاريخی (بخش يازدهم)

روش مجموعه های جانوری (Faunal) و گياهی(Floral)

در اين روش بجای اينکه يک جنس يا گونه تنها در نظر گرفته شود تعدادی از اشکال که در واقع يک مجموعه را تشکيل ميدهند بعنوان شاخص بکار گرفته می شود. تجربه نشان داده است که مجموعه ای از اشکال بطور مطمئن تر می توانند شاخص يک سطح چينه ای باشند تا يک فرم تنها. مثلا" در يک لايه ممکن است اشکال زير يافت شوند:

1-                           اشکالی که فقط در همين سطح مورد نظر (درحد فاصل دو مرز بالا و پائين لايه يا لايه های مورد نظر وجود دارند ولی در عين حال در پهنه وسيعی گسترش دارند . اين اشکال کم و بيش فراوانند و بعنوان گونه های جديد تلقی می شوند و اشکال موضعی Formes localize ناميده ميشوند.

2-                           اشکالی که در سطح يا افق زيرزمين ظاهر شده اند و در سطح مورد نظر وارد شده و به حداکثر شکوفائی و توسعه ميرسند بدون اينکه از مرز بالائی سطح مورد نظر تجاوز کنند، اين اشکال بنام اشکال کنترل يا Formes Controles ناميده ميشوند. 

3-                           اشکالی که در افقها و سطوح زيرين ظاهر و شکوفا شده اند و نمونه های بخش پايانی موجوديت آنها تا افق مورد نظر تداوم می يابند و بنام اشکال پايان بخش ناميده ميشوند.

4-                           برعکس اشکالی در افق مورد نظر ظاهر می شوند و شکوفائی و تداوم آنها در خارج از مرز بالائی سطوح مورد نظر انجام ميشود بنام اشکال مشخص يا Formes distinctives ناميده ميشوند.

بالاخره اشکالی که ظهور آنها در مرز پائينی افق مورد نظر ما صورت گرفته وتداوم زمانی آنها از مرز بالائی سطح مورد نظر تجاوز ميکند بنام اشکال عبوری يا Formes transitoires ناميده ميشود و خود برحسب اينکه شکوفائيشان درچه سطحی باشد دارای حالات مختلف هستند.

 پيام هاي ديگران ()

mostafa

دوشنبه ٢٠ امرداد ،۱۳۸٢

 

زلزله رزن ۱۹/۵/۱۳۸۲

زلزله در منطقه رزن

در مورخ ۱۹/۵/۱۳۸۲ يک زلزله به بزرگی ۸/۳ در مقياس ريشتر در منطقه رزن از توابع شهرستان قزوين اتفاق افتاد.

 پيام هاي ديگران ()

mostafa

دوشنبه ٢٠ امرداد ،۱۳۸٢

 

زمين شناسی تاريخی (بخش دهم)

۱- Phyletic gradualism

اين مدل همراه با نظريه داروين ظهور پيدا کرده است .در اين مدل تغييرات مکرر ويژگی های موروفولوژيک به طور تدريجی در واکنش با انتخاب طبيعی در جمعيت های گونه ها رخ می دهد .

تغييرات ناگهانی موفولوژی در رکورد فسيلها بعنوان مواردی غير از وقايع مربوط به منشاء گرفتن گونه تلقی می شوند ، مانند اشکالات نمونه برداری و نواقصی در محافظت و يا مهاجرت .

اگر رکورد کامل حفظ شده باشد بايد تغييرات تدريجی مورفولوژيک از گونه ای ديگر بطور پيوسته مشاهده شود.

 

2- Punctuated equilibrium

در اين طرح تکاملی گونه های متوالی يک تبار و دودمان در حال تکامل تغييرات سريع و اساسی مورفولوژی در زمان های کوتاه زمين شناسی متحمل می شوند، اما زمان حدفاصل بين قبل از تغيير و بعد از تغيير يعنی حد فاصل بين گونه اجدادی و نسل حاصل از آن طولانی تر است و در اين فاصله ويژگيهای مورفولوژيک نسبتا" پايدار و بدون تغيير و در حال تعادل باقی می ماند و بعبارت ديگر تغييرات ناگهانی است و منشاء گرفتن گونه جديد Speciation نسبتا" سريع و شايد در زمانی بين 5 تا 50 هزار سال انجام ميشود.

شيوه های مختلف استفاده از فسیلها در چينه شناسی

برای سهولت طرح مسئله اين شيوه را تحت شش عنوان دسته بندی می کنيم :

-                               روش استفاده از فسيلها شاخص

از ديرباز تمايزی بين فسيلهای متعلق به سطوح محدود چينه ای و ساير فسيلهائی که بطور خلاصه تحت عنوان فسيلهای رخساره ای ناميده ميشوند تعيين گرديده است .

گونه های راهنما (Guide Species) بايد دارای شرايط معينی باشند که عبارتند از : گسترش عمودی و يا بعبارتی زمانی حتی الامکان محدود و کاهش يافته ، انتشار و گسترش افقی يا جغرافيائی وسيع و عدم وابستگی هر چه ممکن بيشتر به يک رخساره بخصوص ، زياد بودن تعداد افراد گونه ها و محفوظ ماندن مرغوب بنحوی که به آسانی قابل شناسائی باشند. جمع اين ويژگيها با هم عموما" مشکل است .

پاره ای از گروهها فسيلها شاخص متعدد و فراوانی فراهم کرده اند مانند:

گراپتوليت ها Graptolotes  تريلوبيت هاTrilobites سفالوپودها و نيز پاره ای از گروههای که حداقل در بعضی سطوح چينه ای بعنوان فسيل شاخص بکار ميروند مانند اينوسرامها Inocerames در بين لاملی برانشها Lamllibranches ،تتراکورالها Tetracoralliaires در بين کيسه تنان Coelentrata و بعضی گروههای خارپوستان Echinodermata و غيره ، فرامينی فرها Foraminiferes (روزنداران ) و با درجه کمتری ساير ارگانيسم های ميکروسکپی بعنوان فسيلهای شاخص بسيار زياد مورد استفاده قرار می گيرند. اين ارگانيسم ها عموما" پخش و توزيع و انتشار جغرافيائی وسيع و فراوانی زيادی دارند. و اخيرا" توجه زيادی به ارگانيسم های پلانکتونيک ميشود .

 

 پيام هاي ديگران ()

mostafa

یکشنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸٢

 

زمين شناسی تاريخی (بخش نهم)

اصل يکسانی ديرين شناسی يا اصل توالی فونی

Faunal Succession

 

ويژگی های ديرين شناسی که برای تعيين ترتيب زمانی لايه ها و رويدادهای زمين شناسی و ايجاد مقياسهای چينه ای بکار می روند اساساً برمبنای تحول و تکامل پی در پی موجودات زنده و ويژگی های چنين تحول و تکاملی بنا شده است .

مقاطعی که برمبنای چنين ويژگی ها تعيين می شوند به مقاطع پالئونتولوژی و يا به مقاطع بيوستراتيگرافی مشهورند و مطالعه اين مقاطع اساس بيو استراتيگرافی را به وجود می آورند .

بيو استراتيگرافی يا چينه شناسی زيستی عبارت از تعيين سن و تطابق سنگها و لايه ها با استفاده از بازمانده های موجودات گذشته می باشد . سابقه زيستی کره زمين نشان می دهد که غالباً موجودات تحت تاثير تغييرات مداوم تکاملی قرار گرفته اند . اين سابقه در سنگهای قبل از کامبرين بسيار ناچيز است ولی در سنگهای زمان پيدا زيستی کامل است . زمين شناسان از اين لايه های پرفسيل هزاران گونه از فسيل موجودات گذشته را بدست آورده و به ترتيب با رعايت ترتيب طبقه بندی موجودات و درنظر گرفتن رابطه Phyletic ( سلسله النسب ) منظم و دسته بندی کرده و به صورت مقياسهای چينه ای زمانی برای فانروزوئيک درآورده اند .

بيو استراتوگرافی و پالئوبيوژئوگرافی اصولی از تحقيقات پالئونئولوژيک محسوب می شوند که به ترتيب با پخش و توزيع چينه شناسی و جغرافيائی تاکسونهای فسيل سرو کار دارند . هر دو اصل نامبرده اطلاعات پر ارزشی درجهت درک و بازسازی تاريخ زيستی زمين در اختيار ما می گذارد و مبنائی برای کاربرد اطلاعات ديرينه شناسی به منظور حل مسائل و مشکلات زمين شناسی به وجود می آورند .

بيو استراتوگرافی شواهد و ابزار ضروری برای شناسائی سن نسبی چينه های متعلق به مناطق جغرافيائی دور از يکديگر فراهم می کند .

اهداف بيو استراتوگرافی عبارتست از :

1-     زون بندی عمودیVertical Zoning رسوبات يا سنگهای رسوبی برمبنای محتويان فسيلی آنها .

2-     توصيف و تجزيه و تحليل تغييرات جانبی در مجموعه های تاکسونوميک

( Taxonomic Assemblages ) همزمان

3-    تطابق زمانیTime Correlation چينه ها بر مبنای شناسائی حوادث همزمان و غيرتکراری در درون ترادفها و توالی های بيو استراتوگرافيک

 

بررسی و مطالعه فسيلها به منظور تطابق زمانی گاهی تحت عنوان زمان سنجی زيستی Biochoronology  ناميده می شود .

دست يابی به اهداف بيو استراتوگرافی مستلزم توجه به موارد زير است :

 

1-     جمع آوری با دقت نمونه ها از مقاطع چينه ای اندازه گيری شده و يا مغزه ها Cores

2-     تعيين هويت و نامگذاری سيستماتيک گونه ها Species

3-         ترسيم گسترش عمودی Vertical range و وجود با هم تاکسونهای شناخته شده

4-     تقسيم سکانس چينه ای Stratigraphy Sequence به زونهائی برمبنای اختلاف مجموعه فسيلی جانوری يا گياهی موجود در آنها

پيشرفت بيو استراتوگرافی مربوط می شود به قرن نوزدهم و احتياجات زمين شناسان به دانستن تاريخ زمين و تقسيم لايه های رسوبی به ترتيبی که سن نسبی آنها را نشان دهد . ويليام اسميت مهندس انگليسی که در پايان قرن هجدهم و آغاز قرن نوزدهم زندگی می کرد ، از اولين کسانی است که ويژگی انحصاری مجموعه فسيلی لايه ها را برای تعيين ترتيب زمانی و تعيين معادلهای زمانی طبقات و تطابق آنها Correlation بکار برد و ترتيب سن نسبی لايه ها را مشخص کرد . اسميت متوجه اين نکته گرديد که پخش و انتشار مجموعه های فسيلی در لايه های رسوبی اتفاقی نيست بلکه بنابر يک قانون عمومی چينه های يکسان هميشه دارای وضعيت رويهم قرارگرفتن يکسان و محتوياتی از فسيلهای شاخص يکسان می باشند .

اين کشف که گاهی بعنوان قانون توالی زيستی Law Of Biotoc Succession ناميده می شود ، اين امکان را برای اسميت فراهم کرد که توالی درست لايه ها را تعيين کند واطلاعات حاصله را برای تهيه اولين نقشه زمين شناسی ناحيه ای انگلستان و وال Wales در 1815 بکار گيرد .

 

تکامل ارگانيک

Organic Evolution

 

بيواستراتوگرافی تجربی در آغاز قرن نوزدهم بوسيله اسميت و ديگران بدون اين که فرآيندهائی که زيربنای کار آنها را تشکيل می داد به خوبی شناخته می شوند انجام شد.  نظريه تکاملی داروين  به واسطه انتخاب طبيعی ويژگی های ارثی که در 1854 يعنی 44 سال پس از ترسيم نقشه زمين شناسی انگليس و وال بوسيله اسميت متشر شد ، فرآيندهائی برای توجيه و تشريح تغييرات درتوالی زيستی مشاهده شده بوسيله اسميت در پيشينه چينه ای بوجود آورد . کامل شدن نظريات و اطلاعات مربوط به تکامل بيولوژيک ، همراه با دانش پارامترهای اکولوژيک که در پخش و انتشار گونه ها تأثير می گذارند ، بيواستراتوگرافی را بر يک پايه علمی جديد قرار داد . اطلاعات تجربی که يک بيو استراتوگراف ( چينه شناس  زيستی ) با آن کار می کند . گونه های مورفولوژيک هستند . گونه ها بر مبنای ويژگی های مورفولوژيک مشترک بين افراد گونه تعيين و شناخته شدند . به سبب اين که نقش اصلی را در بيو استراتوگرافی زونی ، گونه ها به عهده دارند درک فرآيندهای پيدايش گونه و شيوه ای که طی آن ويژگی های مربوط به منشاء گرفتن گونه ها به وسيله پيشينه فسيلی منعکس می شود درانجام کورليشن بيواستراتوگرافی در درجه اول اهميت قراردارد . نظريه جديد تکامل گونه ها اساساً متوجه دو مدل متفاوت است که دو حالت متفاوت از فرآيند تکامل را منعکس می کند .

 

 پيام هاي ديگران ()

mostafa

شنبه ۱۸ امرداد ،۱۳۸٢

 

زمين شناسی تاريخی(بخش هشتم)

اصل ادامه لايه ها

Principle Of Continuity Of Strata

 

ستنو نشان داد که لايه های سنگی در بسياری  موارد تا مسافات بسيار زياد تداوم می يابند . در جائی که يک لايه منحصر به فرد تا صدها کيلومتر پايدار می ماند تداوم به خوبی آشکار است . اين اصل هنگامی که لايه ها در يک وضعيت و موقعيت چينه شناسی يکسان هستند و فسيلهای يکسانی دارند تغيير جانبی ليتولوژی يا به عبارت ديگر تغيير جانبی رخساره ها را نيز شامل می شود .

اصل ادامه لايه ها درحالت کلی بيان کننده اين نکته است که : يک طبقه واحد در تمام نقاط گسترش جغرافيائی خود دارای سن يکسانی است . اما بکار بردن اين اصل همواره با مشکلات و موارد استثنائی همراه است ، از جمله اين که ادامه يک لايه يا طبقه را ممکن است در طول چندين ده متر ، در مقياس يک مقطع و يا يک معدن و در مواردی تا چند صد متر بتوان دنبال کرد و يا در بعضی موارد که مناطقی عاری ازهر گونه پوشش گياهی است شايد بتوان ادامه يک لايه را تا طول چند کيلومتر مشاهده کرد . اما درغالب موارد به دليل شرايط خاص رخنمون Outerop و نيز وجود پوشش گياهی اين کار امکان پذير نيست . لذا بايستی بتوانيم با روشهای ديگر يک لايه را بدون اين که الزاماً آن را دنبال کنيم درمحل ديگری بازشناسی کنيم . به عبارت ديگر مشکل کار عبارتست از انجام کورلپشن ( برقراری ارتباط و تطابق چينه ای و زمانی = Correlation ) بين مقاطع مختلفی که درمکانهای جغرافيائی مختلف وجود دارند و همگی متعلق به يک حوزه رسوبی واحد می باشند .

ابتدا در آغاز قرن گذشته برای رفع اين مشکل ، ويژگی های سنگ شناسی بکار گرفته شد و متوجه لايه هائی شدند که دارای ويژگی های سنگ شناسی يکسانی هستند .

اين مسئله موجب پيدايش مفهوم اوليه فورميشن Formation يا سازند گرديد که به مجموعه چينه هائی که دارای ويژگی سنگ يکسانی بودند گفته می شد و مدتها تصور می کردند که اين چينه های با ويژگی ليتولوژی مشابه دارای سن يکسانی هستند ، مثلاً تشکيلات زغال سنگی و گل سفيد و غيره از اين جمله بودند و به طوری که می دانيم پاره ای از اين تشکيلات برای نامگذاری سيستمهای چينه شناسی مانند کرتاسه و کربونيفر مورد استفاده قرار گرفتند .

پس از مدت کوتاهی اشکالات اين کار آشکار گرديد . مثلاً ماسه سنگهای سرخ قديمی که از دونين به جا مانده اند دارای حالات مشابه با ماسه سنگهای سرخ جديد

New Red Sandston مربوطه به پرمين می باشند . بعدها ماسه سنگهای مشابهی مربوط به زمانهای قديمتر و يا جديد تر کشف گرديد و مثلاً مشخص گرديد که هر تشکيلات زغال سنگی الزاماً متعلق به کربونيفر و يا هر گل سفيدی متعلق به کرتاسه نمی باشد و می تواند مربط به زمانی جديدتر و يا قديم تر باشد .

به اين ترتيب پس از اين که متوجه شدند که شواهد ليتولوژيک به تنهائی برای تعيين همزمانی کافی نيست . درمرحله ديگری برای برقراری تطابق و تعيين همزمانی طبقات استفاده از ويژگی های ديرين شناسی نيز ضرورت پيدا کرد .

 

 پيام هاي ديگران ()

mostafa

لينک ها

زمین شناس

زمین شناسي ایران

زمین الکتریکی

زمین شناسی افقانستان

زمین

دیرینه شناسی

ژئوشیمی

زمین فیزیکی

کانی شناسی

کانی وجواهر

زمین شناسی رشد

ژئودزی

ژئودزی ایران

مهندسی معدن

مهندسی معدن 2

زمین ساخت

زمین ریخت شناسی

زمین شناسی نفت

 

 

امکانات

لوگوي وبلاگ شما

علوم زمین


ارتباط با من

 


My status

عکسهای سونامی

فتوگالری 1

وبلاگ هاي دوستان

Python

هادی صداقت

سازمانهای مرتبط   

پژوهشکده زلزله شناسی

سازمان زمین شناسی ایران

پايگاه ملی داده های علوم زمين کشور

http://pejmanearth.persianblog.ir/rss.xml